نگاهی واكاوانه به موسیقی مذهبی و آیینی
ششم آبان 1394

مقالات - موسیقی موج

 

در صورتی كه بپذیریم هنر عبارت است از بیان عواطف و احساسات (فرد یا گروه یا جامعه) به شیوه‌ای كه واجد عناصر زیباشناسانه باشد، از پذیرش این واقعیت نیز ناگزیریم كه عرفان و ادیان به یك معنا با هنر نزدیكی‌های بسیار دارند؛ چه ساختار دین كه مبتنی بر برقراری ارتباط با معبود است در شیوه های گوناگون ارتباط در هم تنیده شده است.



درك این مساله بسیار مهم است كه كلام پیامبران، كلام خداوند و در نهایت كلام پیروان آنها در وهله اول به منظور انتقال دقیق و عمیق و جامع مفاهیم و در نهایت به قصد اثرگذاری در مخاطب با انواع هنری درآمیخته و هماهنگ اند.

 

این هماهنگی در ابتدا حالتی منفعل به نظر می آمده اما با پژوهش های چند سده اخیر بر ما روشن گشته كه این فرهنگ (مجموعه دین) چه اثر شگرفی بر ادبیات، هنر و فرهنگ گذاشته است. رد این تاثیر را صد البته در موسیقی و موسیقی آیینی نیز می توان شناسایی كرد.



این اثر شامل حال تمام نقاط دنیاست.

برای مثال، موسیقی دان و آهنگساز شهیر غربی، یوهان سباستین باخ، نه تنها شكل اعلای موسیقی باروك، كه اوج زیبایی موسیقی مسیحی (كلیسایی) است؛ و موسیقی راك امروز (فارغ از انحرافات تفسیری و انشعابات منحط آن) به لحاظ فرم موسیقایی و گامی به طور اعم تحت تاثیر موسیقی باروك و به طور اخص تحت تاثیر موسیقی باخ است.

 

اغلب در حین طرح این ادعا، این پرسش مطرح می شود كه آیا باخ موسیقی كلیسایی را به اوج رساند یا كلیسا (الهیات و معرفت) از باخ چهره ای تاریخی ساخت.

 

گرچه این پرسش اساسی را نمی توان نادیده گرفت و كنكاش در آن می تواند كمك شایانی به مطالعه تاریخ و فرهنگ كند؛ اما در اینجا بدان پرداخته نخواهد شد، چرا كه از طرح این مساله معنای دیگری مورد نظر است كه در درستی آن، تقریبا جملگی اهالی فرهنگ همداستانند و آن این واقعیت است كه فارغ از این كه كدام یك بر دیگری اثر گذاشته است، حقیقت مسلم آن است كه باخ و كلیسا در هم تنیده شده اند و آسیب به هر یك آسیب به دیگری است.

طرح این مساله از آن رو واجد اهمیت است كه بومی سازی این نگاه می تواند در نجات بخشی به بسیاری عناصر تاریخی فرهنگ ما تاثیرگذار باشد. برای اثبات این ادعا در ادامه نگاهی گذرا به تاریخ موسیقی مذهبی در ایران خواهیم انداخت.



تاریخچه شكل گیری دسته های عزاداری به اواخر دوره های قاجار باز می گردد؛ مكتوبات تاریخی و اسناد موجود از این دوره نشان می دهد كه پیش از این دوران، مراسم عزاداری در قالب خواندن دعا و مرثیه در مساجد برگزار می شده است.

سینه زنی نیز كه با نوحه های آهنگین همراه بود، به تدریج در میان اجتماع عزاداران رواج یافت، به طوری كه یك مداح با خواندن ابیات ریتمیك، شرایط را برای سینه زنی با دوری معین، برای عزاداران هموار می ساخت.

فضای موسیقایی این نوحه ها بیشتر در قالب موسیقی دستگاهی ایران عرضه می شد، به طوری كه در برخی موارد اشعار مربوط به عزاداری امام حسین (ع) بر گوشه های دستگاه های مختلف از جمله چهار گاه و همایون كه بیشتر حالتی حزن انگیز داشت، اجرا می شد.



در اثر گذشت زمان، این مراسم عزاداری، شكل هایی دیگری به خود گرفت و در اواخر دوران قاجار و اوایل دوره پهلوی، راهپیمایی دسته های عزاداری در كوچه بازارها مرسوم شد و در نهایت به شكل امروزی در آمد.



از همان زمان پیدایش این مراسم، موسیقی چه از لحاظ ملودیك و چه از نگاه ریتمیك نقش به سزایی را در ساختار برگزاری عزاداری هایی از این دست ایفا می كرد با این تفاوت كه در گذشته ملودی ها ارجحیت داشتند، اما اكنون ریتم نقش مهمتری را ایفا می كند.

 



همانطور كه ذكرش رفت شاهد در هم تنیدگی عزاداری و عناصر متشكله آن بودیم. مثال دیگر موسیقی محلی بوشهری است كه پرداختن به جزئیات آن در این مقال نمی گنجد اما می توان رئوس مطلب را برای مطالعه و تحقیق آتی فراهم كرد.

به نقل از حوزه هنری , از آن جمله است تاثیر موسیقی آفریقایی بر موسیقی آنها به نحوی كه امروز دیگر قابل تشخیص نیست.

و شاید به جرات بتوان گفت كه فرهنگ آنان و اندیشه آیینی شان نیز چنین است و تفكیك موسیقی آیینی از عزاداری و بالعكس لطمات جبران ناپذیری است كه بر پیكر این بنای یادبود پرشكوه از فرهنگ ملی- مذهبی ما وارد می شود.

 



طرح كلیه این مقدمات از آن روست تا دریابیم، نگاه های جدید غیركارشناسی به موسیقی مذهبی از سمت چند افرادی كه شور بر آنها مستولی شده، در صورتی كه كنترل نشود به چه آسانی، ما را از خود و فرزندانمان را از پدرانشان (بخوانید گذشته تاریخی- فرهنگی) منفك می‌كند.

 

ما می توانیم با تلاش و استمرار موسیقی راك و جز و رپ و پاپ را بیاموزیم و بسازیم، اما هیچگاه موفق نخواهیم بود كه از آن ها به نحو شایسته در موسیقی آیینی استفاده كنیم؛ چراكه این دو از دو جنس متفاوت و از ریشه های متفاوتند.

از سوی دیگر باید ابتدای این نوشتار را به خاطر داشت، و دانست كه این تمام ماجرا نیست و صد البته موسیقی نیز از این حیث دچار آسیب خواهد شد.

 



باری، در عین حال تاریخ عرصه اشتباهات بشری است.

جایی كه ما از بسیاری اشتباهات بیش از تصمیمات درست می آموزیم.

ده سال اخیر را شاید بتوان برای موسیقی آیینی چنین تجربه ای در نظر گرفت و از مسوولین انتظار داشت تا با محدود كردن عملكرد نادرست از یكسو و ارائه تسهیلات به فعالان جدی و دانش آموخته و مكتبی، موجبات احیای این فرهنگ در خطر را فراهم آورند.

باشد تا این میراث گرانقدر، راست قامت به ملاقات آیندگان برود.