شکل گیری آواز جمعی از نظر روح الله خالقی
بیستم بهمن 1394

مقالات - موسیقی موج

 

صوت انسان : حنجره انسان خود یک نوع آلت موسیقی طبیعی است که تولید صوت می کند. صوت انسان از یک نظر برصدای ساز ها ترجیح دارد زیرا با کلام همراه است و انسان می تواند حس خود را با کلمات موافق کرده تاثیرات مختلفی در شنونده ایجاد نماید. اصوات انسان بر دو دسته تقسیم می شوند صوت زنها و بچه ها و صوت مردها. مرد ها معمولا یک هنگام بم تر از زنها می خوانند.

 

صوت در ایران : در کشور ما تقریبا عموم زنهای آوازخوان صدای آلتو دارند و مردهای خواننده دارای صوت تنور هستند. اختلافی که بین صوتهای ما و وسعت اصوات در اروپا هست یکی به واسطه آب و هوا است که در طرز پرورش صوت دخالت مخصوصی دارد و دیگر آن که پرورش صوت در ایران بوسیله نوازندگان انجام می گرفت و هنر آموزان آواز را از روی تار و کمانچه (که آن هم از روی تار کوک می شود) تعلیم داده و وسعت اصوات مطابق وسعت متوسط تار شده است . به همین جهت وسعت صوت مردها و زن ها خیلی به هم نزدیک است. صوت زیر در بین زن ها کمتر دیده شده اما علت اینکه صوت بم میان مردها کم دیده شده این است که مردهایی که معمولا صوت زیر دارند به تربیت صوت خود و آواز خواندن همت می گمارند و مهارت آوازخوان در زیر خواندن است به همین جهت صوت بم مردها تربیت نمی شود.

 

آواز جمعی : وقتی یک دسته آوازخوان با هم بخوانند، بخصوص موقعی که زنهاهم در آن داخل شوند چون وسعت اصوات با هم اختلاف دارد طبیعی است که بعضی زیر می خوانند و بعضی بم و در این موقع آواز جمعی درست می شود در معابد ایران قدیم (قبل از اسلام) موقع عبادت و پرستش اهورا مزدا سرود های مذهبی زرتشت (گاتها) خوانده می شده. بعد از این که ایرانیان اسلام آوردند چون تغنی حرام شد ، مدتی این رسم برافتاد ولی دیری نگذشت که بصورت دیگر جلوه گر شد بخصوص از موقعی که دسته بندی و تعزیه داری در ایام عزاداری معمول گردید. ولی چون زنها داخل نبودند جوانان نابالغ که صدایشان زیرتر بود وظیفه آنها را برعهده داشتند و کودکان در موقع خواندن نغمات هنگام زیر(یک اکتاو زیر تر)، صدای مردها را می خواندند. در یونان قدیم بطوری که از تاریخ بر می آید. آواز جمعی متداول بوده و چون پایه تمدن اروپا هم بر اساس تمدن یونان و روم قدیم بنا شده این رسم در میان آنها معمول شد و در قرون وسطی دسته های آوازخوان در کلیسا ها سرود های مذهبی می خواندند تا مدتی اختلاف در بم خوانی مردها و زیرخوانی زن ها بود. ولی بعدها چون طبیعطا وسعت اصوات مختلف بود مقدمات موسیقی چند صدایی تشکیل شد و آوازخوان ها را به چند دسته تقسیم کردند و هر دسته کمی از دسته دیگر بم تر می خواندند و این کار یک تناسب و توافقی در میان اصوات ایجاد کرد که در نتیجه ، مجموع آن گرمتر و متناسب تر شد. این موضوع رفته رفته ترقی کرد و سبب پیدایش موسیقی چند صدایی شد. در این موسیقی بر خلاف موسیقی عادی ما که یک صدایی است دسته آواز خوان یا ارکسر به طبقات مختلف تقسیم می شود و هر طبقه آهنگ جدایی دارد و مجموع اصوات که مطابق قواعد علم هماهنگی نوشته شده در نظر اهل فن جذاب و خوش آیند است.

 

به هرحال آواز جمعی امروز از چهار صوت تشکیل می شود دو صوت مرد و دو صوت زن، و هریک با کلیدی جداگانه  می نویسند. در این صورت ممکن است یک نغمه موسیقی را به اشکال مختلف خواند که در ضمن با هم بی رابطه هم نباشند و این ترتیب به مراتب بهتر از آن است که همه یک قسم بخوانند . البته تشخیص این قسمت برای همه کس میسر نیست . بلکه گوشهای کار کرده و ورزیده از این تفاوت لذت می برند.

 

تبصره : آواز جمعی را به فرانسه کور می نامند که یونانی آن را کوروس بوده و ما آن را سرایه می نامیم که مشتق از سراییدن است.  

 

 

منبع : کتاب نظری بر موسیقی (روح الله خالقی)